یک بخش از سخنان دیروز رهبر انقلاب دربارة «دستهی دوم» آشوبگران اخیر بود، یعنی «نوجوان خام و هیجانیکه با دستگاههای جاسوسی ارتباطی ندارد»، اما «لیدرهای آموزشدیدهی دستگاههای جاسوسی امریکا و اسرائیل آنها را تحتتأثیر قرار دادند و با ایجاد هیجان، دست به شیطنتهایی زدند». این نوجوانان چه کسانی هستند؟ چرا به این راحتی فریب میخورند؟ و چه وظیفهای مقابل این افراد بر عهدهی مسئولان است؟ معتقدم این دسته اگر خوب شناخته شوند و کاری برای آنان شود، جلوی فریبخوردن و قربانیشدن آنان که خسارتی برای کشور است، گرفته میشود و مانع فتنههای آینده خواهد شد.
در تمامی کشورهای جهان نگران گروه «نیت» (NEET) و آثار حضور آنان در جامعه هستند. «نیت» به یک بخش از جوانان و نوجوانان گفته میشود که نه مشغول تحصیل (education) هستند، نه دنبال اشتغال (employment) و نه مشغول مهارتآموزی (training). در دنیا میانگین این گروه را ۲۳ درصد جوانان تخمین میزنند. در ایران گاهی گفته شده که آنها ۲۶ درصد از جوانان هستند. معتقدم اگر ویژگی «بدون معناافزایی» به این سه ویژگی اضافه شود، آن نوجوان بسیار بیشتر در معرض خطر برای خود و برای جامعه است.
یک نوجوان که «نیت» باشد، به هیچ شبکهای وصل نیست و به هیچ چیزی احساس تعلق و وابستگی نمیکند. اینها را همه جای دنیا یک خطر میبینند. اما در ایران اغلب «نیت»ها آنقدر به حال خود رها شدهاند که امکان هیچگونه معناافزایی هم ندارند. آنان نه به رسانههای ایران وصلاند، نه به مبلغان مذهبی، نه به مفسران سیاسی، و نه به هیچ فضای دیگری که به آنان قدرت فکرکردن یا تمییز خوب از بد را بدهد، حتی اگر به بد گرایش پیدا کنند.
در فتنهها لیدرها بهموقع از صحنه میگریزند؛ و این نسل بدون معنا، بدون تعلق به تحصیل و شغل و آینده است که با هیجان و احساسات جوانی دستورات لیدرها را از حمله به مراکز نظامی، تا تخریب گستردهی اموال عمومی و خصوصی مو به مو اجرا میکند. در آشوبهای قبلی شنیده بودم که برخی از این افراد کمسنوسال حتی به دوستدخترها و دوستان دیگر خود وعده داده بودند که فلان اقدام را در فلان ساعت انجام میدهند و پای قول خود هم ایستادهاند! در مصاحبهی آقای اژهای با برخی از این افراد که بهنظر میرسد در دستهی اول و لیدرها قرار دارند، حرفی بهنظر صادقانه میزنند و میگویند بچگی کردیم! حال حساب کنید رفتار نوجوانی را که نه مدرسه میرود، نه دلبستگی به حرفه و شغل خود دارد و نه آیندهای برای خود ترسیم کرده است و نه از نگاه من حتی یک دوست خوب دارد که با او بحث و چالش معناافزایی داشته باشد. این معناافزایی میتواند از جنس معنویت- دینی و غیردینی- باشد، و میتواند فقط از جنس معارف دیگر باشد. وقتی چنین رها از همهچیز است، بهترین بستر برای فریب خواهد بود.
مطابق برخی گفتهها و شنیدهها قربانیان و شهدای این فتنه از فتنههای قبلی بیشتر است. این واقعیت را درکنار سخنان ترامپ و شبکههای لندنی بگذارید که قبل از آغاز فتنه وعده میدادند اگر تعداد کشتهها زیاد شود، به ایران حمله نظامی خواهد شد! چرا آنان قبل از آغاز فتنه و در فضای آرام اعتراضات روزهای اول، چنین چیزی گفتند؟! آیا این یک حدس ساده بود یا کاری بود که خودشان را برای اجرای آن آماده کرده بودند؟! و آیا بهترین امید امریکا برای کشته سازیها، همین بستر گروه «نیت» نیستند که بهراحتی میتوانند فضای لازم را برای نیت شوم دشمنان فراهم کنند؟!
اکنون بسیاری از کسانی که خود را متولی امور فرهنگی و تبلیغی و جذب میدانند باید بتوانند این گروه نوجوان ساده را که به هیچ ریسمانی آویزان نیست، جذب و تحت آموزش خود بگیرند. سخنرانی و کار تبلیغاتی برای خودی، کاری آسان است و هنر نیست. کار سخت این است که بتوان کسی را که هیچ میلی به زندگی مسئولیتپذیر در عرصه تحصیل، شغل و مهارت و در معناافزایی فکری خود ندارد، جذب کرد. کار سخت را انتخاب کنید تا آسانی را بعداً به ارمغان بیاورید.
سردبیر